![]() |
![]() |
|
| روانشناسی عشق |
|
آورده اند كه زن لوط چون خواست به پشت سرش نگاه كند ،تبديل
به تنديسي از نمك شد،يعني،به اشكهايي منجمد لوط كه روي به آينده كرد،با دختران خويش همبستر شد.چنين باد. |
|
آن گاه كه از تو مي خواهم به سخنانم گوش فرا دهي و تو
موعظه آغاز مي كني آنچه من خواسته ام نكرده اي زماني كه از تو مي خواهم به حرفم گوش كني و تو مي پرسي چرا؟ نبايد چنين تصور كنم،اما تو احساسات مرا لگدمال مي كني آن گاه كه از تو مي خواهم سخنم را بشنوي و تو خود را ناگزير ميبيني كه براي حل مشكل من چنين كني بدين گونه مي نمايد كه در آنچه خواسته ام،به طريقي ناآشنا مايوسم كرده اي شايد بدين دليل است كه نيايش تنها چاره ي برخي انسانهاست چرا كه خداوندگار خاموش است،پندي نمي دهد و بر سر اثبات امور نيست او فقط گوش مي دهد و به تو اعتماد مي كند تا كه خود همه چيز را سامان بخشي پس بيا،تنها گوش بده و بشنو.اگر مي خواهي سخن بگويي كمي صبور باش تا نوبت ازآن تو گردد قول مي دهم به سخنانت گوش فرا دهم . |
|
گاهي با حرف هايت،رفتارت و اشاراتت به من بگو كه دوستم داري
بر اين تصور مباش كه من اين را ميدانم.شايد ناراحت و دستپاچه شوم اگر بخواهم به تو بگويم كه نيازمند آنم،يا شايد به كل نيازم را به شنيدن"دوستت دارم"از سوي تو منكر شوم،اما تو اين را باور مدار و عشق خود را به من نشان بده. اگر كاري را شايسته انجام مي دهم،مرا تشويق كن و جايي كه شكست مي خورم هرگاه كه تنهايي يا دلتنگ يا قرباني سوءتفاهم،به من بگو.اگر بدانم افكار و احساسات پر از شادمانيت را بيان كن.اينها به پيوند ما هنگامي كه به من پاسخ مي گويي،احساس خاصي در خود مي يابم حضور و بودن مرا،با گفتن آنچه من مي بينم يا حس مي كنم بدون هيچ پيشداوري و تصوير از پيش ساخته اي به حرفم گوش بده دستهايم را بگير و آغوشت را به رويم بگشا.جسم من با ارتباط بي كلام سكوت و خلوت مرا محترم بشمار.چاره هاي من براي مشكلات،خلاقيت و بگذار تا ديگران نيزبدانند كه تو قدر مرا ميداني.تاييد عشق ما در حضور ديگران
|
|
ترجيع بند تاسف آوري هست كه اغلب شنيده مي شود:"عشق از ميان ما رخت بسته است."اين عبارت،همانند بيشتر عبارات همانند،بي انصافي در حق عشق است.عشق جايي نرفته است،ما رفته ايم.اگر چيزهايي را كه به هم نزديكمان كرده است،ارج بگذاريم و با گذشت ساليان اين ارج گذاري را بيشتر كنيم،در كنار هم خواهيم ماند.چنين مناسبتي از موفقترين ماجراهاي زندگي خواهد بود.
اين روي خوب سكه است.براي برخي روي ديگري هم وجود داردكه خوب نيست،چه بيانگر اين است كه براي موفقيت بايد تلاش كرد.بايد از پيوند سالم مراقبت شود تا سالم بماند؛مانع را بايد از ميان برداشت يا پذيرفت.بايد در نظر گرفت بسياري از ادعاها و بهانه تراشيها خطري است كه عشق را تهديد مي كند. سهم ما اين است كه آغوش خود را به سوي رازآميزي،شورانگيزي و مبارزه جويي عشق،كه يك عمر از عشق بهره مندمان مي كند گشوده نگهداريم. |
|
نا امیدی یعنی:
نامه هايم را براي پاره كردن نوشته ام ميتواني بسوزي شان حرف هايم را بي دليل گفته ام ميتواني فراموش شان كني. ولي عشقم را از صميم قلب بخشيده ام نمي تواني دوستم نداشته باشي!!!
|
|
ترجيع بندي هست كه اغلب از دهان عاشقان شنيده ميشود.من آن را پيام " دوستت خواهم داشت اگر "مي نامم.چنين عشقي تحت شرط هايي معين پيشكش مي شود و راه به جايي نمي برد.چیزی بر اساس نوعي معامله يا بهره برداري كه از دست دادن آن ،خطري است دائم در كمين. "دوستت خواهم داشت،اگر در خانه بماني و به كارها برسي." "دوستت خواهم داشت،اگر در كارها موفق باشي." "دوستت خواهم داشت ،اگر با من موافق باشي." دوستت خواهم داشت،اگر هميشه طرف مرا بگيري." و همينطور الي آخر...
برآوردن اين خواسته ها در هر حال دشوار است،ولي زماني بغرنج تر مي شود كه عشق را همانند اهرم فشار به كار برند.عشق بايد پايا باشد.
پيام بايد اين باشد:"هر چه پيش آيد دوستت خواهم داشت.نگران از دست دادن عشقم نباش."
تلاش براي تغيير دادن انساني ديگر بسيار خطرناك است،خاصه اگر بدين منظور او را تهديد كنيم كه عشقمان را دريغ خواهيم كرد. |
|
|
|
عشق را با دستان کپک زده اشان در مست ترین لحظه ها کشتند و بر
دروازه شه اویختند ... اما غافل از آنکه بویش تمام شهر را عاشق کرد. |
|
امروز نگاه كن كه جان و دل من |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رویاهایت را از دست نده که اگر رویاها بمیرند
زندگی مرغ پر شکسته ای می شود که دیگر نمیتواند پرواز کند. "لنگستن هیوز" |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
| پیوندها |
|
یک دانشجوی آزاد بیرونیم و به درون مینگریم مثل هیچکس! زفان صبا سرفه تلخ راز باران(پادشاه سرزمين تنهايي) در خلوت تنهايي آواژيك |
|
RSS
|